سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

232

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

قيام داخلى و سپس با تهاجم سپاه ابراهيم روبه‌رو مىگردد . ابراهيم از مردى ديگر از يارانش به نام بشير الرحال هم نظر خواست ، اما او اين فكر را رد كرد و گفت : « اگر به آنچه توصيف مىكنى اطمينان داشتيم ، رأى درستى بود ، ولى اطمينان نداريم كه حتى گروهى از آن‌ها دعوت تو را بپذيرند و ممكن است ابو جعفر سپاهى به سوى آنان بفرستد و بىگناه و گناه‌كار و كوچك و بزرگ را پايمال كند ، كه هم گناه آن به گردن توست و هم به مقصود خود نرسيده‌اى . » بار ديگر ، هريم گفت : « وقتى براى نبرد با ابو جعفر و ياران وى خارج مىشدى ، از كشته شدن ضعيف و خردسال و زن و مرد باك داشتى ؟ مگر نبود كه پيامبر خدا دسته‌هاى سپاه را مىفرستاد تا نبرد كنند و گاه در اثناى آن ، نظير آنچه تو خوش ندارى رخ مىداد ؟ » اما بشير از نظر خود دفاع كرد و گفت : « آنان مشرك بودند ، اما اينان اهل دين و دعوت و قبله ما هستند و حكم اين‌ها از آنان جداست . » ابراهيم از رأى بشير الرحال تبعيت نمود و نظر اول را رها كرد ، درحالىكه نفع و فايده آن بيشتر بود . « 1 » هر دو سپاه در ناحيهء باخمرى فرود آمدند و براى شروع جنگى قاطع آماده شدند . يكى از سرداران ابراهيم به او پيشنهاد كرد كه شبانه به سپاه عباسى يورش برد و آنان را غافلگير و منهزم كند . او گفت : « اين قوم آن قدر سلاح و اسب دارند كه صبح هنگام با آن مىتوانند راه طلوع خورشيد را بر تو سد كنند ، حال آن‌كه همراهان تو مردمى برهنه از اهالى بصره‌اند ، بگذار به ايشان شبيخون زنم ، قسم به خدا كه مىتوانم جمع ايشان را پراكنده كنم . » ابراهيم اين پيشنهاد را رد كرد و گفت : « من كشتار را خوش ندارم . » آن سردار به او گفت : « حكومت مىخواهى ، اما كشتار را خوش ندارى ؟ » « 2 » يكى از عوامل شكست ابراهيم در جنگ باخمرى ، چگونگى سازمان‌دهى سپاهيان بود ؛ زيرا ابراهيم سپاهش را در يك صف چيده بود . بعضى از ياران به او پيشنهاد دادند كه اين روش را ترك كند ؛ آنان گفتند : « اگر قسمتى از صف منهزم شود ، همه صف درهم ريزد و بىنظام شوند ، تو آنان را دسته‌دسته كن ، كه اگر دسته‌اى منهزم شد ، دسته‌اى ديگر باقى

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 259 . ( 2 ) . همان .